دیزاین و تصویرسازی

دیزاین و تصویرگری در کتاب اریک کارل

اگر بخواهیم دیزاین را در ساده ترین شکل تعریف کنیم، میگوییم:

سازمان دادن معنایی برای هدفی خاص و اگر به معنی تصویرسازی با توجه به لغت اصلی _Illustration_ از زبان انگلیسی توجه کنیم با این معنی روبرو می شویم:

Illustration عبارت است از روشن کردن و واضح کردن یک متن با مثالی که قابل فهم باشد و یا تزئین یک کتاب با تصویرهای توصیفی و یا تزئینی.

می بینیم که این دو در نقاطی، محوطه های مشترک دارند:

در یک طرف معنا و یا متنی موجود است. و در طرف دیگر مخاطبی که این معنی و یا این متن باید برای او قابل درک و روشن شود.

اگر در کار گرافیک، موضوع و یا پیامی هست که توسط فکری و سمبل هایی که آن فکر را تعریف کنند، برای مخاطبی قابل درک و جذب می شود، در تصویرسازی متن برای مخاطبینی خاص توسط عوامل تصویری در تصویرسازی، روشن و قابل فهم تر می شود.

تصویرسازی کتاب و یا مقاله یک عمل مستقل از معنی و مخاطب نیست.

تصویرسازی عملی است خلاقانه که مشروط به معنی و مخاطب و امکانات تکنیکی مثل قطع و رنگ کاغذ است. یعنی متنی داریم که برای مخاطبی خاص در نظر گرفته شده و تصویرگر موظف به ایجاد تصاویری است که متن را با اضافه کردن تصاویر، قابل درک تر و قابل جذب تر کند.

تصویرسازی از دو بخش تشکیل می شود:

1- بخش ساختار

2- بخش پرداخت

هر تصویرگر به طور طبیعی در جریان کار خود این دو مرحله را لحاظ می کند. بخشی از متن را اتخاب می کند، عوامل اصلی آنرا تعیین می کند، سپس به مرحله ی طراحی کاراکترها وارد می شود و در آخر با استفاده از تکنیک های خاص خود به پرداخت نهایی می پردازد.

مرحله نخست کار که عبارت است از انتخاب بخشی از متن برای تصویرسازی یک فریم و انتخاب عناصر اصلی تصویر و تعیین درجه ی اعتبار هر یک و نوع قرار گرفتن آنها در تصویر و نوع رابطه این عناصر و شاید ایده ای برای جذاب کردن آنها و طرز قرار گرفتن عوامل و تصویر در صفحه و بالاخره لی آوت و امر کتاب سازی را می توان در حیطه دیزاین دانست و مورد بررسی قرار داد.

من دیزاین را استخوان بندی تصویرسازی میدانم و پرداخت و تکنیک را لایه رویه ای تصویر میبینم. استخوان بندی تصویر است که وجه بیانی و روایتی کار را می سازد. تصویر امیری است روایتی. اصل وجودی آن برای بهتر بیان کردن متن است به اضافه ی تزئین آن.

ساختار زیربنایی تصویر است که وجه بیانی و روایتی تصویر را تعیین می کند، نه تکنیک و پرداخت آن.

در یک فریم تصویر، اینکه چه عواملی از متن انتخاب شوند و اندازه این عوامل نسبت به اهمیت آن در چه حد باشد و این عوامل در چه ارتباطی قرار گیرند، و در نظر گرفتن اینکه چه مخاطبی بناست مورد خطاب قرار گیرد، پارامترهایی هستند که در قالب دیزاین و یا ساختار قرار می گیرند.

به طور مثال پرده های عزاداری در ایران که معمولا واقعه ی کربلا را مصور می کنند، معمولا یک اتفاق اصلی را در بزرگترین اندازه ممکن می کشند و بقیه وقایع دور و بر این هسته اصلی در مقیاس کوچکتر قرار می گیرند. در این نوع تصویر می بینیم که این پرده ها نسبت به هدف خود دارای ساختار و دیزاینی خاص هستند. ما بایستی مثلا دو شقه کردن شمر را بیشتر از همه ببینیم پس این بخش به بزرگترین اندازه ترسیم می شود. این تصمیم گیری درمورد انتخاب این بخش و در درجه اهمیت آن و مرکزیت آن، امری است که قبل از شروع کار به ذهن نقاش رسیده. جریانی که برای سازمان دادن کار قبل از شروع آن اتفاق می افتد همان دیزاین است. دیزاین امری است که قبل از شروع و شاید توسط طراحی بسیار کوچکی برای تصمیم درمورد عوامل و اندازه آنها و جای آنها اتفاق می افتد.

از طرفی تصویرگری با کتاب‌سازی رابطه ای تنگاتنگ دارد. مقصودم از کتاب سازی بخش لی اوت و ساختار فیزیکی کتاب است و یا در ارتباط با متن بودن و طرز قرار گرفتن و ترکیب و یا تفکیک دو عامل متن و تصویر که از عوامل اصلی در دیزاین کتاب (یا مقاله) هستند. ما یکی از زیباترین ترکیب های متن و تصویر را در کتب قدیم و در رابطه متن و مینیاتورها میبینیم. (قابل ذکر است که اغلب این ترکیب ها برای همراهی متن و تصویر بوده نه برای بالا بردن خوانایی و یا ملاحظه خوانایی متن). میبینیم دیزاین در حیطه انتخاب نوع حرف برای متن و اندازه و مکان و ارتباط آن با تصویر امری است مهم و غیر قابل نادیده گرفته شدن!

با توجه به آنچه گفته شد مشهود است که دیزاین امری است که به صورت علمی در همه انواع کتاب سازی و تصویرسازی وجود دارد ولی کمتر به اهمیت آن توجه می شود. کمتر مصوری قبل از شروع به کار به ساختار و سازمان روایتی تصاویر توجه کرده و آن را مقدمتاً انجام می دهد.

یکی از دلایل مطرح کردن این امر برای من موقعیت تصویرسازی معاصر ماست. اغلب تصویرگران از زاویه شکل و فرم رنگ و تکنیک بکار نزدیک می شوند، در صورتی که باید از زاویه متن و ساختار روایتی و ارتباطی اثر به آن بپردازند.

در اینجا به دو مثال تصویرسازی و کتاب سازی که امر دیزاین به طور کامل بر امر خود تصویر مسلط است می پردازم. کتاب اولم یک کتاب آلمانی است، من این کتاب را سالها قبل به دست آوردم و حفظ کرده ام و اغلب آن را بع عنوان یک مثال درست از دیزاین هوشمندانه مطرح میکنم. دیزاینی که بر اصل روایتی و ارتباطی استوار است. چون زبان این کتاب را نمی دانم حتی توان خواندن متن آن را ندارم. ولی مصور و دیزاینر کتاب طوری آن را تصویرگری و دیزاین کرده که بدون دانستن زبان فقط با مراجعه به تصاویر کتاب قابل فهم است! کتاب به صورت رئال تصویر شده و همین رئال بودن خواننده کتاب را از هر گونه حدس و گمان نادرست دور می کند.

خواننده چاره ای ندارد جز درک داستان به دقتی که مؤلفین کتاب خواسته اند. فضای کتاب فضای اروپای شمالی است و داستان حول رابطه یک خرگوش با یک بچه خرگوش در یک مکان صنعتی که با خرگوشان کار دارد حرکت می کند. من درک داستان را به عهده خوانندگان این مجله می گذارم. سهولت ارتباط با داستان قابل ستایش است. تصاویر در ضمن گویا بودن، زیبا نیز هستند. حس ها به سادگی منتقل می شوند.

در واقع حس های بسیار ظریفی در همه کتاب جریان دارد و خواننده با آنها هدایت می شود. کتاب از لحاظ روایتی تقریبا مثل فیلم سازی عمل کرده است. نماهای دور، نماهای نزدیک و نماهای بسیار نزدیک و این انتخاب نماها کاملا کاربردی بوده و کمک شایانی به تعریف داستان کرده اند. در این کتاب آشکار است که ساختار تصاویر و ساختار کتاب قبل از شروع تصویرسازی معین شده اند، و پس از تعیین ساختار روایتی، امر تصویرسازی بر مبنای آن شروع شده.

کتاب دوم یکی از کتاب های کلاسیک کودکان است. سالها است که این کتاب نسل به نسل فروش رفته و بارها به زبان های مختلف تجدید چاپ شده، در واقع کتابی است بی زمان و بی سن چون برای همه سنین جذاب است و کهنگی به آن راه نمی یابد. این بی زمانی و بی سنی کتاب به مدد دیزاین خاص آن به دست آمده. نام کتاب – کرم ابریشم – است. که فکر میکنم حتی به فارسی هم ترجمه و چاپ شده است (البته نه به نفاست نسخه های اصلی آن که روی مقوا چاپ شده). کتاب، داستان کرم ابریشم گرسنه ای است که از گرسنگی همه چیزی می خورد و مرتبا بزرگ می شود و بالاخره تبدیل به پروانه ای زیبا می شود. تصویرسازی آن یک تصویرسازی متعارف خوب است. ولی ارزش اصلی کتاب نه در تصویرسازی بلکه در دیزاین کتاب است. دیزاینر، صفحات کتاب را به یک اندازه نگرفته و بر مبنی حرکت داستان صفحات عریض می شوند. دیزاینر کتاب با سوراخ کردن صفحات کتاب در جایی که مواد خوراکی قرار دارند، اینگونه تداعی می کند که کرم ابریشم با خوردن و سوراخ کردن آنها از لا به لای صفحات کتاب گذر می کند. این کتاب نمونه ایست درخشان از دیزاین درست که شکل و فرم را مبنی محتوای کتاب استخراج و خلق کرده است. در این کتاب تسلط دیزاین خلاقانه، مناسب و درست بر تصویر، یک نمونه مشخص و قابل ذکر است.

جدا از این دو نمونه، کتاب های بسیاری هستند که امر دیزاین و ساختار مناسب روایتی تصویر را در جهت مناسب متن کامل کرده اند که به آن پرداخته نشد. ولی آنچه مسلم است توجه به دیزاین در امر تصویرسازی است که می تواند به امر روایتی و ارتباطی آن کمک کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 15 =